<no title>
عشق مامان چه آرامشيرو آوردي توي وجودم . برای خودم خیلی عجیب و در عین حال لذت بخشه این همه تغییر! دیگه شبا که می خوابم اون فکرهای قدیمی باهام نیست! به جاش تو هستي.. وقتی بیرون می رم دیگه جلوی مغازه های آرایشی و لوازم خانگی و کیف و کفش نمی ایستم! اما هرجا مغازه ی لباس کودک و اسباب بازی و هر چیز دیگه ای که به درد تو بخوره می بینم انگار جادو باشم می رم جلو! خیلی بهت فکر می کنم و دلم می خواد از هرچیزی توی دنیا بهترین سهم رو داشته باشی. بهترین نه بیشترین! بهترین مادر. بهترین پدربهترین خانه. بهترین امکانات بهترين اسباب بازی ها و لباس ها.اما بعد فکر می کنم که لابد تمام این ها چیزهایی بوده که مادر من برای من می خواسته. و شاید مادر او هم برای او! چه قدر شروع کرده ام به فهمیدن و بیشتر فهمیدن مادرم. و چه قدر این روزها به او محتاج ترم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

<no title> 
